الشيخ المنتظري
72
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« لام » در كلمه « لَقد » مفتوح و براى توطئه قَسَم است ، مثل اين كه يك قَسَم در اينجا بوده كه حذف شده است ; يعنى به خدا سوگند ما با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوديم ، مقصود اين است كه در جنگهاى صدر اسلام در ركاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) جنگ مىكرديم . « نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا » و خيال نكنيد كه در اين جنگها غريبه ها را مىكشتيم ، بلكه خويشاوندانى چون پدرها ، فرزندان ، برادران و عموهايمان را هم مىكشتيم ! مثلا جنگ بدر و احد جنگ با خويشان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بود ; « ما يزيدنا ذلك الاّ ايماناً و تسليماً » اين جنگهايى را كه براى خدا و پيشبرد اسلام مىكرديم ، ايمان و تسليم ما را در برابر حق زياد مىكرد ; اين طور نبود كه اگر در جنگ ، پدر يا فرزندانمان كشته مىشوند ما دست از جنگ برداريم . « و مضيّاً على اللّقم » و مىگذشتيم بر جادّه صاف و روشن . « اللَّقَم » و « اللُّقَم » هر دو صحيح است به معناى جاده صاف و روشن ; هرچه بيشتر جنگ مىكرديم بيشتر به راه راست هدايت مىشديم . « و صبراً على مضض الالم » و بر دردها و زخمهاى شمشير صبر مىكرديم . « الم » به معناى درد ، و « مضض » به معناى احساس است ، « مضض الالم » يعنى احساس درد ; در مقابل آن همه احساس درد صبر مىكرديم . « و جدّاً فى جهاد العدوّ » و در عين حال هم در جهاد و جنگ با دشمنان اسلام كوشش زيادترى مىكرديم و اين طور نبود كه با آن همه نگرانى و ناراحتى از جنگ سير شويم . « وَلَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالاْخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا ، يَتَصَاوَلانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ ، يَتَخَالَسَانِ اَنْفُسَهُمَا ، اَيُّهُمَا يَسْقِى صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ ; فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا ، وَمَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا » ( و در جنگ چنين بود كه مردى از ما با يكى از دشمنانمان مانند دو قوچ نر به يكديگر حمله مىكردند و به قصد ربودن يكديگر بودند ، تا كدام يك آن ديگرى را از جام مرگ سيراب كند ; گاه مىشد كه ما بر دشمن پيروز مىشديم ، و گاهى دشمن بر ما غالب مىگشت . ) « يتصاولان » از مادّه « صولة » به معناى يورش و حمله است . « تصاول الفحلين »